عشق مامانی، امیرعلی جونعشق مامانی، امیرعلی جون، تا این لحظه: 13 سال و 27 روز سن داره
عشق دومم،امیرپویانعشق دومم،امیرپویان، تا این لحظه: 8 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره

امیرعلی و امیرپویان عشق مامان و بابا

رفتن به آرایشگاه

دیگه موهای گل پسرم خیلی بلند شده بود ، با اینکه بهش میومد اما خب مجبور شدیم بریم کوتاهشون کنیم ایندفعه به کمک آدرسی که مامان رادین جون دادن، رفتیم سالن رنگین کمان که مخصوص کودکان بود اینقدر اسباب بازی و وسایل سرگرم کننده اونجا بود که برخلاف دفعه های قبل ، خدا را شکر پسرم یه ذره هم گریه نکرد آقای آرایشگر خیلی خوشش اومد که امیرعلی اصلا گریه نکرد من که وقتی با این لباسها می دیدمش و ارامشش را ، چند بار می خواستم برم بخورمش دلم داشت واسش غش می کرد وقتی کار تموم شد حسابی تو بغلم فشارش دادم و به عنوان جایزه براش یک کتاب دیگه خریدیم موقع قدم زدن تو خیابون یکی از شیرین ترین لحظات بود اون لحظه ای که همیشه آرزو داشتم من...
25 آذر 1393
1